کاش میشد الان که چشمامو بستم یه جوری قوانین زمانی و مکانی به هم بریزه که صبح وقتی چشمامو باز میکنم از پنجره همین کلبه ی توو عکس دنیارو ببینم ! نگران این نباشم که مقاله هام هنوز موندن و پایان نامم کلی کار داره ... با خیال راحت و بدون استرس توو این دنیای سبزِ آرومِ قشنگِ دور تا دورم نفس بکشم و لذت ببرم از تک تک ثانیه های عمرم ... بدون هیچ فکر و دغدغه ای ...
| ۱۳۹۶/۰۵/۲۱ |●| 0:6 |
برچسب:
نویسنده: زهرا کمالی
❤ 96/05/23
توو لیست بهترین روزای ِ زندگیم بیا بشین سطر چهارم !مثلا بشو چهارمین بهترین روز زندگیم (!)
پ.ن: این روزا واسه شمام داره زود میگذره یا فقط واسه من رو دور تنده ؟! از یکشنبه تا دوشنبه ظهر واسه شمام چشم برهم زدنی (!) گذشت ؟! هـوم ؟! :(
| ۱۳۹۶/۰۵/۲۴ |●| 14:17 |
برچسب:
نویسنده: زهرا کمالی
"هرچی بزرگترت گفت بگو چشم !"به طور قطع اشتباه ترین جمله ی تربیتی تمام عمرم همین جمله بوده ! آخه بزرگتر داریم تا بزرگتر !! مامان و بابا بزرگترن یه مغازه دارِ گنداخلاق زبون نفهم هم میتونه بزرگتر آدم باشه ! چرا راه دور برم اصن ... همین سرپرست خوابگاهمون که بزرگتر منـه و تنها چیزی که در وجودش نیست منطق و شعوره ! باید به حرف همچین آدمی که انتظار داره من سه هفته بدون وسیله بمونم توو خوابگاه بگم چشم ؟!
برچسب:
نویسنده: زهرا کمالی